محمد تقي جعفري

248

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قبيل شرم و پشيمانى و تأسف و درك انحراف از اعتدال مطرح بوده ، هر معصيتى تقريبا توأم با بعضى از آن پديده‌ها بوده است . در دوران ما گنهكاران را نه تنها هيچ يك از آن پديده‌ها بيدار نمىسازد ، بلكه آنها را به مسخره مىگيرند . علت اساسى اين بىپروائى مهلك را از دو موضوع مهم مىتوان سراغ گرفت : موضوع يكم - گستاخى و شهرت پرستى بعضى از متفكر نماها است كه براى اين كه شهرتى جهانى بدست بياورند ، دست به اصلشكنى و قانون كشى مىزنند ، مردم از صداى شكستن اصول و قوانين ، حالت بهت و تشنج پيدا مىكنند و اين آقايان در دريايى از لذت غوطه ور ميشوند كه توانسته‌اند جامعه يا جوامعى را با اصلشكنى مبهوت بسازند يكى پيدا مىشود و مىگويد : ارزيابى راستگويى و دروغگويى جنبهء علمى ندارد ديگرى مىگويد : زنا با رضايت طرفين اشكالى ندارد سومى مىگويد : هدف اساسى تجارت و سوداگرى حدّاكثر بهره بردارى از كار تجارت است . انحصارات و امتيازات و احتكارها كه وسايل ساده اى هستند و در اختيار افرادى معدود قرار مىگيرند ، از همين هدفگيرى ناشى مىگردند . از طرف ديگر : عرضه و تقاضاهاى مصنوعى جريانات طبيعى اقتصاد را بر هم مىزند . اين همه ناهنجارىهاى اقتصادى و اجتماعى اشكالى ندارد گناه يعنى چه از جنايات فراوانى كه امروزه بشر را با اشكال گوناگون بدون احساس مسئوليت در خود مىفشارد ، صحبت نكنيد . گناه يعنى چه مگر آقاى « راسل » در پاسخ سؤال « كاپلستون » در فرق ميان يك جنايتكار